خرمشهر
مطالبی را که در پی می آید وآنها را می خوانیداز وبلاگ ها وسایتها گرفته شده
است آدرس آنها در پایان مطلب آمده است وبرای سهولت در دسترسی در پایان
نیز به ردیف نوشته می شود.
وجه تسمیه خرمشهر
نام قدیم : بیان – محمره
نامهای قدیمی شهر خرمشهر بیان و محمره نام داشته است که دلائل نام گذاری
این شهر به این دو اسم وتغییر نام آن به خرمشهر به این شرح است:
1- نام بیان از رودخانه ای به همین نام كه به آن نهر بیان گفته می شده است
اخذ شده.
2- محمره به معنی سرخ و علت نام گذاری این شهر به محمره، وجود آب رودخانه
كارون است كه به همراه خود رسوبات رُسی آورده لذا به نظر می رسد كه آب
آن سرخ است.
3- خرمشهر از دو جزء خرم + شهر تشكیل می گردد كه حاكی از آبادی شهر و
سر سبزی آن است. علت نام گذاری این شهر به خرمشهر ( ضمن زیبایی آن )
به خاطر نخلستان های اطراف آن است كه چهره شهر را سبز نگه داشته و باعث
گردید در سال 1316 نام شهر از محمره به خرمشهر تغییر یابد.
4- نام محمره را تغییر یافته ماء حمره یعنی آب سرخ می دانند.
http://www.tebyan.net/GodlyPeople/Occasions/2003/5/24/2280.html
نام خرمشهر
در محلی که رود کارون به اروند می پیوندد، یعنی در نزدیکی
خرمشهرکنونی، شهر کهن تری به نام ؛ بیان ؛ وجود داشته است
که تا سده چهارم هـ. قـ نیز آثاری از آن بر جای مانده بود. این
شهر پیش از اسلام ؛ بارما؛ نامیده می شده است و به گفته ؛ابوزید
بلخی ؛ در زمان خلافت عمر تبدیل به ؛ بیان ؛ شده است پس از
ویرانی شهر بیان؛ در نزدیک ویرانه های آن – یعنی در جایی که
با جدا شدن کانال؛ عضدی؛ در بهمنشیر ؛ قسمت شمال شرقی آبادان
پدید آمده باشد و اکنون نیز به نام ؛ محرزی ؛ معروف است و
جزو حومه خرمشهر محسوب می شود شهر کوچکی به نام محرزه
یا محرزی بنا گردید که پس از شهر بیان ، سالیان متمادی بندرگاه
کشتی های بازرگانی و پایگاه داد و ستد و مبادله کالا بود . خرمشهر
از دیدگاه تاریخ نگاران ، بازمانده شهر بیان و محرزه یا محرزی و
آخرین مولود پیوستگاه کارون و شط العرب است . عیلامیان ؛ در
محلی که کارون به خلیج فارس می ریخت ، شهری به نام ناژیتو بنا
کرده بودند که دروازه کارون را پاسداری کند. پس ازآن هخامنشیان
در محل نصب کارون آبادی دیگری به نام آگنیس بنا نهادند .
پس از ناژیتو و آگنیس نوبت پاسداری این شهر مهم که با گذشت
زمان به مرور تا محل خرمشهر کنونی پیش آمده بود ، به شهر بیان و
محرزه رسید .در هر حال ، روزگار شهرهای ناژیتو، اگنیس ، بیان و
محرزی یکی پس از دیگری به سر رسید و چنانکه گفته شد ،
سرزمین بارما بعدها به نامهای محرزی و محمره به خود گرفت
سرانجام عروس شهرهای خوزستان خرمشهر جایگزین آنجا گردید .
در سال ۱۳۱۴ هـ . ش ـ فرهنگستان ایران نام این شهر را ، از محمره
به خرمشهر تبدیل کرد . http://geographyy.persianblog.ir/post/87
خُرَّمشَهر (به عربی مُحَمَّره) یکی از شهرهای جنوبی استان خوزستان
ومرکز شهرستان خرمشهر است. این شهر در محل تلاقی رودخانه
های اروندرود و کارون و در ناحیهای باتلاقی و پست در دلتای
رودخانهٔ اروندرود قرار گرفته و ۲۳ کیلومتر مربع مساحت دارد.
خرمشهر بهجهت واقعشدن در مجاورت خلیج فارس و کشور عراق،
از اهمیت استراتژیک اقتصادی، تجاری و سیاسی ویژهای برخوردار
است. این شهر در انتهاییترین نقطه استان خوزستان قرار گرفته و
اسکلههای آن در کرانههای رودخانهٔ اروندرود جای گرفتهاست.
نخستین اسکلهٔ خرمشهر در سال ۱۳۰۸ خورشیدی و در جریان پهلو
گرفتن یک فروند اقیانوسپیما به بهره برداری رسید. با ساخت ۶
اسکلهٔ بزرگ دیگر در کرانههای اروندرود، این بندر در جریان
جنگ جهانی دوم به پیروزی متفقین کمک بسیار بزرگی نمود.
اسکلهٔ بتنی مجهزتری با ۳۶۰ متر ارتفاع و ۳۲٫۸ متر عرض، پس
از پایان جنگ جهانی دوم در خرمشهر ساخته شد. ساختمان این
بندر نیز در سال ۱۳۳۴ خورشیدی احداث گردید. این ساختمان در
سال ۱۳۳۷ خورشیدی تغییراتی را متحمل شد و سرانجام درسال
۱۳۴۰ خورشیدی با تخصیص اعتبار ، مجهزتر گردید . با اجرای
طرحهای توسعه در خرمشهر، طول اسکلهٔ آن به ۱۳۵۰ متر و تعداد
اسکلههای آن به ۱۹ اسلکه رسید . با بهرهبرداری از اسکلهٔ چهارم
خرمشهر در سال ۱۳۷۱ خورشیدی، نخستین کشتیهای باری با ۸۵ تن
بار از این بندر به سمت کویت به حرکت درآمدند. در همین سال بود
که نخستین کشتی تجاری با ۱۶۰ تن بار از امارات متحده عربی وارد
خرمشهر شده و در آن پهلو گرفت. امروزه این بندر ۲۰ اسکلهٔ بزرگ
را در خود جای داده و حداکثر ارتفاع کشتیهایی که در آن پهلو
میگیرند، به ۶ متر میرسد. خرمشهر روزانه توان تخلیهٔ ۴۰۰۰ تا
۶۰۰۰ تن بار را دارد.
وجه تسمیه
قدیمیترین نامی که از این شهر ماندهاست، نام «خاراکس» است که
مورخین بنای آن را به اسکندر مقدونی نسبت میدهند . برخی نیز
بنای آن را پیش از اسکندری میدانند و معتقدند که خاراکس پایتخت
پادشاهی میسان بوده که در قرندوم پیش از میلاد مسیح در جنوب
عراق و جنوب غربی ایران تشکیل شده . مملکت میسان را
«اسبار سیز» در سال ۱۲۷ ق.م در جلگهای وسیعی که از شمال به
جنوب پادشاهی بابل واز جنوب به پادشاهی عیلام متصل بود،
تاسیس کرد. این شهر پس از اسکندر مقدونی ویران شد و به طور
کلی از میان رفت چندی بعد در همان محل، شهری به نام « بیان»
بنا شد «بیان» در محل همین روستای بیان فعلی شکل گرفته باشند.
گویا در دورههای پیش از اسلام به منظوراتصال کارون به اروند
رود نهری حفر شده و در شمال این نهر، آبادی پدید آمد. از همان
دوره نام این نهر یا کانال را «بیان» نامیدند و آبادی مزبور را به
همین نام نامگذاری کردند. در قرون اخیر دیگر ذکر ی از « بیان »
نیست . بلکه آن چه در منابع و کتب تاریخی آمده نام « کوت المُحَمَّره »
و پس از آن « المحمره » بودهاست. نخستین باری که نام « المُحَمَّره »
در کتب و منابع ذکر شده سال ۱۸۱۰ میلادی ۲۲۵۱ هـ. ق است .
این امر بیانگر این است که بنای مُحَمَّره به سالهای پیش از آن باز
میگردد. بعدها در داستان نبرد شیخ غیث و هم پیمان او شیخ حمود با
والی بغداد ۱۸۲۶ میلادی ۱۲۴۱ هـ. ق نام « کوت المُحَمَّره » برای
دومین بار ذکر شدهاست . در آن دوره مُحَمَّره محل استقرار تیرهای از
بنی کعب به نام آلبوکاسب به زعامت شیخ مرداو بن علی کاسب بود.
پس از وفات شیخ مرداو پسر او حاج یوسف جانشین وی شد. در آن
دوره این شهر جزء قلمرو شیخ المشایخ فلاحیه یعنی شیخ ثامر بنی
کعب بود و شیوخ آلبوکاسب فرمانبردار او بودند. در همان سالها
به دستور شیخ ثامر کعبی، حاج یوسف متصدی احداث بندر در آن
شهر شد. خرمشهر در زمان حکومت شیخ خزعل «مُحَمَّره»
خوانده میشد.
؛پیشینه : تاریخ خرمشهر
خرمشهر در زمان حکومت شیخهای بنیکعب بر این شهر در اویل سدهٔ
سیزدهم هجری، شهری کوچکی و عقبافتاده بود. درسال ۱۲۳۵هجری
بارویی به دور آن کشیدند و پس از آن، خرمشهر پیشرفتهای بسیاری
نمود و بهعنوان بندری مهم وتجاری درسطح منطقه شناخته شد.با حملهٔ
امپراتوری عثمانی به ایران، این شهر نیز مورد هجوم سپاهیان عثمانی
قرار گرفت و به یک بندر آزاد تبدیل شد.
خرمشهر در طول سدهٔ بیستم، چهار بار مورد هجوم قرار گرفت. در
همین دوران بود که امپراتوری عثمانی از قرارگرفتن بندر خرمشهر در
نزدکی بندر بصره، خسارتهای فراوانی را متحمل شد؛ از همینروی
حاکم آن زمان بغداد که علیرضا پاشا نام داشت، در سال ۱۲۳۵ هجری
و به هنگام لشکرکشی محمد شاه قاجار به هرات، ازفرصت استفاده نمود
و سپاهی ترتیب داد و با هجوم به خرمشهر، این شهر را غارت کرده و
ویرانش ساخت. با احداث بندرمحمره تجارت در این شهر رونق گرفت
و روز به روز بر جمعیت این شهر افزوده شد، بنحوی که در ژانویه
سال ۱۸۴۸ میلادی به هنگام سفر راولنسون به این شهر بیست و پنج
کشتی اقیانوس پیما در بندر آن شهر لنگر انداخته بودند، در حالی که تعداد
این گونه کشتی ها در بندر بصره فقط شش کشتی بود. رونق تجارت در
بندر محمره و پهلو گرفتن کشتی های تجاری در آن، باعث کاهش درآمد
گمرکات و همچنین کاهش درآمد بندر بصره شد . والیان بغداد نیز که
همواره محمره را جزء خاک عثمانی می دانستند قادر به تحمل این وضع
نبودند . در این هنگام حاکم این شهر، حاج جابر برادر حاج یوسف بود،
او از طرف شیخ ثامر کعبی به عنوان حاکم محمره تعیین شده بود.
نزدیکی انگلیسی ها را حاج خان، خشم و غضب فرانسوی ها را به دنبال
داشت. از این رو فونتانیه کنسول فرانسه در بغداد، دولت عثمانی را
علیه حاج جابر تحریک کرده ، آنها را به حمله برمحمره تشویق کرد.
امپراتوری عثمانی درسال ۱۲۵۴هجری مجدداً خرمشهر را مورد حملهٔ
خود قرار داد و شهر را با خاک یکسان ساخت. امیرکبیر برای دفع
خطر حملهٔ عثمانیها ، سپاه مرزبانی قدرتمندی را در خرمشهر
سازمان دهی کرد و محمدخان بن جابرخان را فرمانده این سپاه قرار
داد. در سال ۱۲۶۶ هجری، والی خرمشهر پرچم ایران را در این
شهر به اهتزاز درآورد و از جانب امیرکبیر مورد تشویق قرار
گرفت و لقب خان به او داده شد.
آبادی بیان
آگاهیها و دانسته ها در بارهی این آبادی بسیار اندک است و معلوم
نیست این آبادی تا چه دورهای برپا و آباد بوده است. اما آنچه مسلم
است این است که تا قرن چهارم هجری قمری این آبادی وجود داشته
و مقدسی در کتاب خود از آن یاد کرده است. به احتمال زیاد خرمشهر
فعلی در جای دیگری غیر از «بیان» بنا شده است . احتمال قریب
به یقین این است که پس از ویرانی «بیان» و از بین رفتن آن، آبادی
جدید بر پا شده است. اما به همان اندازه که تاریخ ویرانی «بیان»
نامشخص است، تاریخ و زمان دقیق بنای شهر جدید نیز نامعلوم است.
شیخ فتح اله بن علوان کعبی (تولد ۱۰۵۳ ق) در کتاب خویش هیچ
گونه نامی از «بیان» ویا نام بعدی آن نکرده است. پیش از آن نیزبه
هنگام ذکر نبردها و یا لشکرکشیهای مشعشعیان با حریفان ور قبای
ریز و درشت. از بصره سخن به میان آمدهاست اما از « بیان» و
یا نام بعدی آن اثر و نشانی نیست . در داستان شیخ سلمان کعبی و
شکستن سد سابله توسط کریم خان زند به سال ۱۷۶۵ میلادی ۱۱۷۹
هـ ق نام « حفار» و« محرزی» آمده، اما ازاین شهرخبری نیست.
جمعیت
جمعیت خرمشهر بر پایهٔ سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال
۱۳۸۵ خورشیدی مرکز آمار ایران بالغ بر ۱۲۳٬۸۶۶ نفر بوده که
از این تعداد، ۶۲٬۰۵۴ نفر مرد و ۶۱٬۸۱۲ نفر زن بودهاند. همچنین
شمار خانوارهای ساکن این شهر در این سال ، بالغ بر ۲۶٬۳۸۵
خانوار بودهاست.
موقعیت جغرافیایی
آزادسازی خرمشهر در روز سوم خرداد ۱۳۶۱ خورشیدی پس
از ۵۷۸ روزاشغال مهمترین هدف اجرای عملیات بیت المقدس
درطول جنگ ایران وعراق توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران
(به فرماندهی علی صیاد شیرازی)وسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
(به فرماندهی محسن رضایی) بود.
ایران در جریان این عملیات ۶٬۰۰۰ کشته (۴٬۴۶۰ کشته سپاه و
۱٬۰۸۶ کشته ارتش) و ۲۴ هزار مجروح داد. روحالله خمینی
در ۳ خرداد۱۳۶۱ به مناسبت آزادی خرمشهر پیامی خطاب به
ملت ایران صادر کرد. در اولین بخش این بیانیه آمده است:
|
« |
با تشکر ازتلگرافاتی که در فتح خرمشهربه اینجانب شده است، سپاس بیحد بر خداوند قادر که کشور اسلامی و رزمندگان متعهد و فداکار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود. » |
|
در ایران از این عملیات و روز به عنوان نمادی از پیروزی، مقاومت
وایستادگی در برابر دشمن یاد میشود. شورای عالی انقلاب فرهنگی
سوم خرداد را در تقویم رسمی ایران به عنوان روز مقاومت، ایثار و
پیروزی نامگذاری کردهاست.
نبرد در خرمشهر
در پی آغاز عملیات بیتالمقدس در نیمه شب دهم اردیبهشت سال
۱۳۶۱ چند هدف عمده استراتژیک و تاکتیتکی از جانب نیروهای
ایرانی دنبال میشد این اهداف عبارتاند از:
- بیرون راندن نیروهای متجاوز به پشت مرزهای بینالمللی
- نشان دادن برتری قدرت سیاسی-نظامی و اجتماعی جمهوری
- اسلامی به عراق و حامیان او در منطقه
- انهدام نیروهای متجاوز در منطقه بین غرب کارون تا خط مرزی
- آزادسازی خرمشهر از اشغال متجاوزین
در این نبرد علاوه بر پایان بخشیدن به ۱۹ ماه اشغال بخشی از حساس
ترین مناطق خوزستان و آزادسازی خرمشهر، ضربهای سنگین به توان
رزمی و روحیه نیروهای عراقی وارد آمد.
پس از فتح خرمشهر
جنگ ایران و عراق به طور کلی به دو مقطع تقسیم میشود، مقطع
اول مربوط به آغاز جنگ تا آزاد سازی خرمشهر است که استراتژی
ایران نظامی و با هدف بیرون راندن عراق از خاک کشوربود ومقطع
بعدی مربوط به پس از آزاد سازی خرمشهر است که استراتژی ایران
دو گانه بود. آن طور که محسن رضایی نقل میکند ، استراتژی پس
ازآزادی خرمشهراستراتژی سیاسی شد و شامل انجام یک عملیات نظامی
برای تحقق صلح و با استفاده ازعملیات نظامی برای آنکه بتوان از
طریق دیپلماسی جنگ را تمام کرد. به عبارت دیگر تصمیم بر آن بود تا
عملیات نظامی به عنوان ابزاری در خدمت دیپلماسی قرار گیرد. این
استراتژی سیاسی بود ولی هدف عملیات و جنگ نبود بلکه هدف حمایت از
سیاست خارجی بود.
در محل پیوستن رود كارون و اروند رود در حدود خرمشهر كنونی،
شهر كهن تری به نام «بیان» وجود داشته كه تا سده 4 هـ. ق نیز
آثاری از آن بر جای بوده است. این شهر پیش از اسلام «بارما»
نام داشت و به قول مورخان در زمان خلافت عمربن خطاب تبدیل
به «بیان» شده است. شاید واژه «بیان» معرب «پیان» باشد كه
در زبان خوزی به معنی مردان است. پس از ویرانی شهر پیان در
نزدیكی ویرانه های آن یعنی درجایی كه با جدا شدن كانال عضدی از
بهمن شیر، گونه شمال خاوری جزیره آبادان پدیدآمده است و اكنون نیز
به نام محرزی معروف بوده و جزو حومه خرمشهر است، شهری
كوچك به نام محرزه (مهرزه یا محرزی) نباشد كه پس از شهر بیان،
سالیان دراز بندرگاه كشتیهای بازرگانی و پایگاه داد و ستد و مبادله كالا
بود. خرمشهر از دیدگاه تاریخنگاران بازمانده شهر بیان و محرزه یا
محرزی و آخرین مولود پیوست گاه كارون و اروندرود است. عیلامیان
در محلی كه كارون به خلیج فارس می ریخت شهری به نام «ناژیتو»
بناكرده بودند تا دروازه كارون را پاسداری كنند. پس از آن هخامنشیان
در سرچشمه رودكارون، آبادی دیگری به نام «آگینس» بنیاد نهادند. پس
از ناژیتو و آگینس نوبت پاسداری این دروازه مهم كه با گذشت زمان تا
جای خرمشهر كنونی پیش آمده بود به شهربیان و محرزی رسیده و
روزگار شهرهای ناژیتو، آگینس و محرزی یكی پس از دیگری پایانیافت
و چنان كه گفته شد سرزمین بارما بعدها نام های محرزی، محمره به
خود گرفت وسرانجام نیز عروس كنونی شهرهای خوزستان، خرمشهر
جایگزین آن ها شد. این شهرستان كه در گذشته به نام بندر محمره
معروف بود از 2 قرن پیش، دلیل اهمیت سوق الجیشی فوق العاده مورد
توجه استعمارگران قرار گرفت و تا كنون چندین بار به اشغال قوای
خارجی در آمده است. امپراطور عثمانی در سال 1883 میلادی،
انگلیسی ها در سال 1875 میلادی وارتش متجاوز عراق در سال
1980 خرمشهر را اشغال كرده اند. سرنوشت تاریخی خرمشهر كه
پر از فراز و نشیب است، به تنهایی گویای اهمیت این سرزمین به
لحاظ موقعیت جغرافیایی و استراتژیكی است.
http://www.joghrafi.mihanblog.com/post/42
وجه تسمیه ی شهرخرمشهر:
بندر محمره در کنار نهر حفار در محل سابق شهربیان واقع شده
است مقدسی جغرافیا نویس اسلامی به تفصیل از شهر بیان یاد
کرده است.در سال 257ه0ق اهالی شهر های بیان وبصره به
تحریک شخصی به نام سید موسی علیه خلیفه عباسی سربه
شورش برداشتند لکن سکوب شدند وشهرهای مذکور روبه
ویرانی نهادند ودیری نگذشت بصره بار دیگر اباد شد ولی
ساکنین شهرهای بیان به دیگر شهرهایایران وعراق مهاجرت
کردند. استناد گفته ی مقدسی که درقرن چهارم هجری از
انجادیدن کرده قسمتی ازشهر خراب وقسمتی دیگر ان متروک
وعده ی انگشت شماری در انجا اقامت داشتند به هر حال تا
اوایل قرن سیزدهم هجری دهکده ای بیش نبود امادر سایه امنیتی
بنی کعب در ان ناحیه به وجود اورده بودند رو به ابادی گذاشت
وبه صورت بندرنسبتا مهمی درامدتا جایی که رقیب بندر بصره
شد. به همین علت زمانی که محمد شاه در سال 1254ه0ق
هراترادر محاصره گرفت یکی از سردارن عثمانی به نام علیرضا
باشا موقع را مغتنم شمرد با سباهی مجهز به محمره حمله کرد و
شهر را ویران کرد که بعد از چندی بر اثر حفر کانال سویز و
توجه اروبایان به نواحی جنوبی ایران باز هم رو به ابادانی
گذشت .مضاضا اینکه جنگ جهانی اول کمک زیادی به
بیشرفت وابادی ان کرد زیرا به بسته شدن تعدادزیادیاز راههای
دریایی محمره یگانه راه تجارت جنوب ایران شده بود .در تیرماه
1314فرهنگستان ایران نام شهر رااز محمره به خرمشهر مبدل
کرد. درجریان جنگ جهانی دوم تحت اشتغال دولت انگلستان در
امد واز بایگاه های متفقین گردید . خرمشهر کنونی درخارج
محمره نخستین است درباره وجه تسمیه ان اقوال گوناگونی وجود
دارداز جمله بعضی می گویند مقداری برنج در این منطقه کاشته
بودند که محصول ان سرخ به عمل امد عده دیگری معتقدند که
اصل کلمه در اغاز مائ حمره اب سرخ بوده است زیرا غالبا
اب رود خانه درانجاسرخ رنگ است با این همه بایستی توجه
داشت که به طور کلی برای اینگونه وجه تسمیه ها دلایل قانع
کننده واساسی در دست نیست
http://start22.blogfa.com/post-69.aspx
آدرس منابع:
http://www.tebyan.net/GodlyPeople/Occasions/2003/5/24/2280.html
http://www.tebyan.net/GodlyPeople/Operations/GroundOperations/2004/5/23/21052.html
http://geographyy.persianblog.ir/post/87
زندگی هنرمندانه را دوست دارم. دوفرزند دارم فاطمه ودانیال وهمسری هنرمند. علیرضا پاک بین . خیلی ساده تر بگویم شاعرم. زبان های : عربی، فارسی وترکی را دوست دارم. و...عاشق هرچه نام توست برآن .