یادگاری که براین گنبد دوار بماند
اگر عاشق نبود شعر، اورا برنمی گزید برای شناختن او کافیست یکی از شعرهای
او را درست بخوانیم راز درست خواندن اشعارش درکی درست از زبان وفهم آن
آن است . درست خواندن اشعارش را
شاعرانی می دانند که پیرو سبک
گفتاری اویند و مردمی که او دردهایشان را شعر سروده
است.
اولین بار سال 82 بود که از وبلاگ دوستی درباره او و چند شعر نغز از او
خواندم. درباره سبک و قالب ابداع او پرسیدم و در وبلاگ های خوزستان به
جستجوی اشعارش
پرداختم تا این اواخر که روزی یک تا چهار پیامک از
اشعاراو را دریافت می کردم . ماموریت بودم دوستان خبردرگذشت این بزرگ
مرد شاعر را دادند. با حسرت تمام گفتم ای کاش می توانستم درتشییع جنازه ی
ایشان شرکت می کردم .افسوس...یاد
و نام او زیور حافظه ی شاعران عاشق
باشد. ملا فاضل السکرانی ،فرزند یعقوب متولد 1302 درشادگان خوزستان بود .
وی لقب امیر شعرای خوزستان را به
خود اختصاص داد.
یحزننی ان اعزی نفسی واهلی واحبتی عامة والشعراء والمثقفون خاصة برحیل
الشاعر الادیب ملا فاضل السکرانی الذی ابدع بالشعر الشعبی فی الغزل ونمط
الابوذیة،
راجین الموالی ان یتغمد روحه فسیح جنانه وان یلهمنا واهله الصبر
والسلوان. نبذه مختصره عن حیاة الفقید : الشاعر الملا فاضل بن یعقوب
السکرانی
الطائی : شاعر مجید من أشهر شعراء الاهواز ولد فی الفلاحیة
سنة1340 ه.ق الموافق سنة 1302 ش.ه و هی مدینة تاریخیة لم
تخلو
عبر تاریخها من الادباء والشعراء و ا لمورخین و اللغویین ابرزهم ابن سکیت
الاهوازی و الحاج هاشم الکعبی الدورقی و غیر هم. کان شاعرنا منذ طفولته
مولعاً
بالشعر و الأدب و یحضر الاحتفالات الأدبیة التی تقام بالمناسبات و یسمع
من شعرائها و
أدبائها الأناشید الأدبیة و التواشیح الدینیة. نظم الشعر فی مبکر
عمره وهو فی سن
الحادی عشر حتی اصبح شاعراً کبیراً وتفنن فی نظم الأبوذیة
حتی سمی
بعمید الأبوذیة. و قد تجاوزت شهرته الحدود الإیرانیة فشعره فی غایة
الحسن و الجمال من
حیث النظم الفني إلی ما انشده کبار الشعراء فی الوطن و
خارجه علی رقة و عذوبة اشعاره
الشعبیة. وصل الیه الشعر وراثة من ابیه و
مجالسته مع الأدباء و انتقل ألی ابناءه .
له أکثر من 2500 بیت شعر فی
الوجدانیات و الأخلاقیات و الاجتماعیات و الهجاء و الرثاء.

احبابی الشالو ابحالی
یخلون
بچیت اومدمع اعیونی یخلون
مرض من عظم فرگاهم یخلون
ابچبدتی ونار مستعره اوعذاب
***
ترف من یهل عاشرتک
ولفتک
اشکع امعاینک صوبي
ولفتک
ما تفتک گلت منّي
ولفتک
مِنک بس لیش خنت الوعد
بیّه
****
بیـتـــک بالســـلف مابعــــد میــلن
وحبــــّـک لیش گلبک علـی میلن
اسگینـی من لماک العذب می لن
جمـر شوگک حرگنـی او عمل بیه
****
حبیبی المن
افرا'گه الگلب بیداء
حده الحادی
ابظعنه اوگطع بیداء
غصب بعدوه عنی
لون بیداء
حصل ضل منفصل
واتصل بیه