
دانیال در آغاز چهار سالگی- اهوازبهار ۸۷
تقدیم به دایی سعید و خانواده صفایی مقدم رحیم مسلم الهه و مینای عزیز
به من بگو
این ماهی کوچک را چه خواهی کرد؟؟؟
و در کدام سمت و کناره کارون رهایش خواهی کرد ؟؟
تا تشنگی سیراب نا شدنینش را نخلها سر بکشند؟؟
و در انبوه زلفهای پریشان آواز ش بخوانند
به من بگو
رها چون کبوتر، بام کدام خانه را برای بغض شبانه ات
آشیانه می سازی؟؟
**
سوت کشتی ها
وبوی بهاری شدن زبان گنجشکهای لب شط
و چشم های تو
مرا از چای زنجبیل ساعت نه صبح
خواهند دزدید
من فارغ از تمام
روزمره گی ها
به سر مستی کلمات شعرهای تو می اندیشم
کفر می باری با هر کرشمه ای که
چین دامنم را می پیچد
سرا پا حیرت و سرگردانی
در این بعد از ظهر باران باریده
زیر درخت گل کاغذی
مرا از صبح های نیامده می چینی
حالا همه گلدانها بوی مرا می دهند
و من شوق بوسیدن ترا شعر می شوم
+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 10:41  توسط مژده
|